جمال الدين محمد الخوانساري

154

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

أو بردبارى كند وبگذارند وجواب نگويد ، أو سنگين وگرامى گردد وتو ناقص وپست مرتبه ، پس خود را خفيف وخوار كرده باشى . پس از اين سه فقرهء مباركه ظاهر مىشود كه دشنام دادن بكسى هر كه باشد نكوهيده ومذموم است وكسى را كه اندك عقلي باشد بايد مرتكب آن نشود « 1 » . وفرموده است آن حضرت عليه السّلام در ذكر ووصف رسول خدا رحمت كناد خدا بر أو وآل أو ودرود فرستد 5648 سنّته القصد ، وفعله الرّشد ، وقوله الفصل ، وحكمه العدل ، كلامه بيان ، وصمته أفصح لسان . سنت أو قصدست ، وكردار أو رشدست ، وگفتار أو فصل است ، وحكم أو عدل است ، سخن أو بيان است ، وخاموشى أو فصيح‌ترين زبانيست . مراد به « سنت أو » طريقه‌ايست كه سلوك مىفرموده ، ويا قرار داده از براي خود وهمهء امّت ، ومراد به « قصد » ميانه رويست يعنى ميانه روى در هر باب كه نه افراط باشد در آن ونه تفريط ، مثل سخاوت كه ميانه رويست ميانهء اسراف وتبذير وبخل وتقتير ، وشجاعت كه ميانه رويست ميانهء تهوّر وبىباكى وجبن وترسناكى ، وهمچنين ساير اخلاق ديگر چنانكه در كتب اخلاق بيان شده . ومراد به « رشد » كار راست درست است ، وبه « فصل » جدا كننده ميان حق وباطل ، و « بيان است » يعنى بيان كنندهء مشكلات ومعضلات يا احكام وشرايع است ، يا اين كه واضح است ودر آن اشتباهى نيست ، و « خاموشى أو فصيح‌ترين زبانيست » يعنى در هر جا كه خاموش مىشدند همان خاموشى بمنزلهء فصيح‌ترين زبانى بود كه گويا شود بحكمي

--> ( 1 ) سعدى در اين باره نيكو سروده است : « دو عاقل را نباشد كين وپيكار * نه دانا مىستيزد با سبكسار » « وگر از هر دو جانب جاهلانند * اگر زنجير باشد بگسلانند »